* ♣  همزبونه  تنهایی ها  ♣ *   (8۳)
* ♣  همزبونه  تنهایی ها  ♣ *   (8۳)
و سفر آغاز می شود...آنگونه که من می خواهم...سفری سخت که آغازش فاصله است...فاصله ای که هر لحظه مرا در خود می شکند.
اسفند 1386
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29    
آرشیو
موضوع بندی
دوشنبه 21 اسفند ماه سال 1385
امید/سراب

 

*

*

 

 

>>شعر از خودم<<

*

*

باز مینویسم از سر خط

باز می گویم قصهء این زندگی

از هیاهوی خفته

از گذشته های روبرو

از روزهای تلخ و شیرین

از گناه دیگران سوختن!

از تلاش بی سر انجام

به هدف های نا معلوم

از دوستی شوم روزگار

از غفلت و درد های ماندگار

باز می نویسم از سر خط

باز می گویم قصهء این زندگی

از حدیث دل که خاک شد

از سکوت دل که نشکست

به غروری که زمین خورد

باز هم می نویسم..

آری هنوز نفس می کشم

گویی که تنها ترین تنها منم

و چه پوچ است

برای بیهوده ترین سوختن

باز مینویسم از سر خط

باز می گویم از خاطرات خفته

از یادگاری های مانده در ذهنم

به همزبونه تنهایی ها

*

*

۱۲/۱۲/۸۵ 

40:oo

 

*  

 

 

اگر طوفان بر  سرت کوفت

و دلت را آزرد

مرا صدا زن

من با نفس گرم

بهار خواهم بود و پیشت خواهم آمد.

 

***

در تنگ روزی

به فردا امید بند

و اگر گلت پژمرد

شکوفه ای دیگر به خاک بسپار

اگر دلت گرفت

مرا صدا زن

من همچو امیدی

نغمه ای خواهم بود

و در دلت صدا خواهم کرد

 

***

اگر شادی خود را گم کردی

مپندار که دیگر رفتی

در حصار هر غم سعادتی پنهان است

اگر به زانو در آمدی

مگو که: دیگر بر نتوانم خاست

ویرانگری سیل را

آباد نتوانم کرد

چنین اندیشه مکن

و به پریشان خاطری،

مرا صدا زن

 

*

*

عیدت مبارک

 


سه شنبه 1 اسفند ماه سال 1385
http://www.bachehayegham.blogfa.com/

 

 

khasteye khaste

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 51198


Powered by BlogSky.com