* ♣  همزبونه  تنهایی ها  ♣ *   (8۳)
* ♣  همزبونه  تنهایی ها  ♣ *   (8۳)
و سفر آغاز می شود...آنگونه که من می خواهم...سفری سخت که آغازش فاصله است...فاصله ای که هر لحظه مرا در خود می شکند.
اسفند 1386
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29    
آرشیو
موضوع بندی
دوشنبه 30 آبان ماه سال 1384
گریه نکن

من هنوز چیزی نگفتم
که تو طاقتت تموم شد
باقیشم بگم میبینی
گریه هات کلی حروم شد

من که آسمون نبودم
اما عشق تو یه ماهه
سرزنش نکن دلم رو
بخدا اون یه بیگناهه

باز که ابری شد نگاهت
بغضتم واسم عزیزه
اما اشکاتو نگه دار
نذار اینجوری بریزه

حال من خیلی عجیبه
دوست دارم پیشم بشینی
من نگاهت بکنم تا
تو چشام عشقو ببینی
تو چشام عشقو ببینی

بدجوری دیوونتم من
فکر نکن این اعتراضه
همیشه نبودن تو
کرده این دلو کلافه


میدونم فرقی نداره
واست عاشق بودن من
میدونم واست یکی شد
بودن و نبودن من

اولش گفتم یه حسه
یا یه احترام ساده
اما بعد دیدم یه عشقه
حد و اندازش زیاده

بیا و مثل گذشته
جز به من به همه شک کن
من بدون تو میمیرم
بیا و بهم کمک کن

من هنوز چیزی نگفتم
که تو طاقتت تموم شد
باقیشم بگم میبینی
گریه هات کلی حروم شد

من که آسمون نبودم
اما عشق تو یه ماهه
سرزنش نکن دلم رو
بخدا اون یه بیگناهه....

 

 

 

 

 


جمعه 27 آبان ماه سال 1384
ماه  من

همیشه...

وقتی نیستی نمیگم میخوام نباشم، نه

اما دلم که تنگه واست!

وقتی نیستی نمیگم میمیرم، نه

اما آدما حوصلمو سر میبرن.

وقتی نیستی ، نه همیشه...

اما خیلی وقتا یه غم گنده دارم .

وقتی نیستی چهرت یادم نمیره

 اما تو ذهنم نیست ،

واسه همینه که دلتنگی میکنم گاهی!

وقتی نیستی همه چیز سر جاشه انگار

اما همیشه یه چیزی کمه.

وقتی نیستی چه فرق میکنه که من اینارو بنویسم یا نه!

یه دوستی می گفت این قانون طبیعته...

هیچ چیزی همیشگی نیست .

وقتی هستی  هیچ قانونی رو قبول ندارم...

وقتی نیستی تا کی خودمو گول بزنم؟

هیچ چیزی همیشگی نیست

 حتی

تو عزیز همیشگی

 

بعضی از آدما به تو فکر می کنن.

بعضی از اونا به تو توجه می کنن.

بعضی ها عاشقت می شن.

 

بعضی ها آرزو دارن هدیه شون رو بپذیری.

بعضی ها فکر می کنن که تو برای اونا یه هدیه ای.

 

بعضی ها دلتنگت میشن.

 

بعضی برای موفقیت هات جشن می گیرن.

بعضی ها قدرتت رو تحسین می کنن.

 

بعضی ها می خوان فقط با تو حرف بزنن.

بعضی ها تنها می خوان دستت رو بفشارن.

بعضی ها می خوان که تو همیشه شاد باشی.

بعضی ها می خوان همیشه سلامت باشی.

بعضی ها برات آرزوی سعادت دارن.

 

بعضی ها می خوان فقط با تو باشن.

بعضی ها حمایت تو رو می خوان.

 

و بعضی ها شانه هایت را برای گریه هاشان...

 

 

** و همه احتیاج دارن تا اینا رو به تو بفهمونن.**

 ** اما: هرگز، از آرزوی کسی مگریز،‌شاید این تنها چیزی باشد که آنها در زندگی دارند.**

 

 

 

ماه من غصه نخور زندگی جزر و مد داره

دنیامون یه عالمه؛ آدم خوب و بد داره

ماه من غصه نخور همه که دشمن نمی شن

همه که پر ترک مثل من و تو نمی شن

ماه من غصه نخور مثل ماها فراوونه

خیلی کم می شه کسی رو حرفش بمونه

ماه من غصه نخور گریه پناه آدماست

تر و تازه موندن گل؛مال اشک شبای ماست

ماه من غصه نخور زندگی خوب داره و زشت

خدا رو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت

ماه من غصه نخور پنجرمون بازه هنوز

باغچمون غرق گلای ناز و عاشقه هنوز

ماه من غصه نخور باز داره فصل سیب می شه

می دونم گاهی آدم تو وطنش غریب می شه

ماه من غصه نخور ؛ماها که تب نمی کنن

ماها که از آدما کمک طلب نمی کنن

ماه من غصه نخور شمدونیا صورتین

دلایی که بشکنن چون عاشقن قیمتین

ماه من غصه نخور سبک می شی بارون بیاد

توی عاشقی باید نترسید از کم وزیاد

ماه من غصه نخور خاطره هامون کودکن

توی این قصه دلا یه وقتایی عروسکن

ماه من غصه نخور بازی زمین خوردن داره

کار دنیا همینه ؛ تولد و مردن داره

ماه من غصه نخور تاب بازی افتادن داره

زندگی شکستن و دوباره دل دادن داره

ماه من غصه نخور گلا میان عیادتت

به نتیجه می رسه آخر یه روز عبادتت

ماه من غصه نخور خیلیا تنهان مثل تو

خیلیا با زخمای عاشقی آشنان مثل تو

ماه من غصه نخور زندگی بی غم نمی شه

اونی که غصه نداشته باشه ؛آدم نمی شه

 


 

 

 

 


یکشنبه 22 آبان ماه سال 1384

همزبون تنهایی ها   تو تنهایی اسیره

هیچکی رو جز تو نداره    فقط تو رو دوست میداره

بیا  بیا  ای همزبون      بیا بیا  بازم  بگو

 بیا بازم برام بخون 

برامون از خودت بگو

                                   

 

Love...

 

                                    
Ghami neshaste to delam
mano raha nemikone
chera negare naze man
mano nega nemikone


جمعه 20 آبان ماه سال 1384

مدت هاست سکوت پیشه کردم

تا لحظه های دور  دلم درد بی تابی را نشناسد

مدت هاست از همه چیز گریخته ام

به امید یک راه نجات

یک نفس برای رهایی

یک فریاد برای تمام لحظه ها

چقدر سخت است

زمانی که دلت را تنها به یک لحظه

به یک اتفاق دلخوش کنی

وتمام ثانیه ها را

تمام سختی ها را

به امید رسیدن به آن لحظه

به امید دلگرمی خدای دل

مدارا کنی

چقدر سخت است زمانی که چشم هایت

تمام تلخی ها رامی بیند

وپنهان اشک می ریزد

به امید آن لحظه

چقدر سخت است تمام آمال و آرزوهایت

تنها یک تپش شود

ولی زمان رسیدن آن لحظه

آسمان بی مهر شود

دریا طوفانی و ناآرام

چشم ها فریاد شود

دل ها حسرت دوران

لحظه هایی که ثانیه ها همه برایش منتظر بودند

به یک چشم بر هم زدنی

دروغ و بی دلیل شود

چقدر زجرآور است زمانی که دل دیگر نگرید

با تمام خستگی هایش

کاش می توانستم بر نگاه دلم

آرامش یابم

کاش می توانستم چشم هایم را برای همیشه

ببندم و تنها در سیاهی بمانم

که خواندیم مشکی رنگ عشقه

دیگر قدرت ذهن یاری نمی کند

دیگر چشم ها فریاد نخواهند زد

دیگر دل دنبال هدف نخواهد رفت

دیگر بارانی شیشه پنجره را نمناک نخواهد کرد

دیگر غروب انتظار نخواهد بود

دیگر هیچ پرسشی برای پاسخ نخواهد ماند

دیگر هیچ ندایی حسرت فریاد نخواهد شد

دیگر هیچ بی صدایی صدا نخواهد شد.

 

 


پنجشنبه 19 آبان ماه سال 1384

 

دوسه روز به رفتن تو

 

چیزیو بهوونه کردم

به تو گفتم که مریضم

باز تورو دیوونه کردم

میدونستم سفر تو

 

یعنی پایان رفاقت

خیلیا بودن که رفتن

 

میمونه اون به حقارت

اومدی با کوهی از خشم

 

حتی دستی هم ندادی

نه دیگه نگام نکردی

 

فهمیدم دوستم نداری

حس میکردم یه غریبه

 

تورو از دستم گرفته

کسی که ساده نبوده

 

فقط از خودش میگفته

میدونستم این اواخر

 

یه جورایی خسته هستی

اومدم تورو ببینم

 

داد زدی روم درو بستی

اونشبی که گفتی فرداش

 

قراره بری یه مدت

نذر کردم بمونی پیشم

 

رفتی و نگرفتم حاجت

وقتی گفتم که مریضم

 

گفتی که کاره ای نیستی

میدونستی که بهوونه است

 

حتی پیشم ننشستی

هق هقام مونده هنوزم

 

توی جانماز خیسم

گفتی از عالم دستات

 

دیگه هیچوقت ننویسم

گفتم دستامو میگیری؟

 

اما دستات سردسرد بود

تو چشات یه شوق رفتن

 

تو دلم یه دنیا درد بود

به همین سادگی رفتی

 

رفتی که نیای دوباره

کاش یکی بهت میگفتش

 

داره میمیره ستاره

جای بوسه های گرمت

 

هنوز مونده روی گونم

تو برو خدانگهدار

 

میخوام منتظر بمونم

حالا مدتها گذشته

 

از تو هم خبر ندارم

جای پات تو صحن کوچه

 

با یه حلقه یادگارم

 

 

خیلی وقته بزرگترین آرزم یه شب خواب راحته....چقدر دلم گرفته!!


پنجشنبه 19 آبان ماه سال 1384
کوچه

 

   کوچه

  بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

  همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

  شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

  شدم آن عاشق دیوانه که بودم.

 

  در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید

  باغ صد خاطره خندید

  عطر صد خاطره پیچید

  یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

  پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

  ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

  تو همه راز جهان ریخته درچشم سیاهت

  من همه محو تماشای نگاهت.

  آسمان صاف و شب آرام.

  بخت خندان وزمان رام.

  خوشه ی ماه فروریخته در آب

 شاخه ها دست بر آورده به مهتاب.

  شب و صحرا و گل و سنگ

 همه دل داده به آواز شباهنگ

  یادم آید تو به من گفتی: از این عشق حذر کن!

  لحظه یی چند بر این آب نظر کن!

  آب آیینه ی عشق گذران است

  تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است!

  باش فرداکه دلت با دگران است!

  تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن!

  با تو گفتم:حذر از عشق؟ ندانم

  سفر از پیش تو هرگز نتوانم

  روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

  چون کبوتر لب بام تو نشستم

  تو به من سنگ زدی!من نرمیدم نگسستم.

  باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم!

  تا به دام توافتم همه جا گشتم و گشتم!

  حذر از عشق ندانم .

  سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم!

  اشکی از شاخه فروریخت!

  مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت!

  اشک در چشم تو لرزید

  ماه بر عشق تو خندید!

  یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم.

  پای در دامن اندوه  کشیدم.

  نگسستم  نرمیدم.....

  رفت در ظلمت غم آن شب وشبهای دگر هم!

  نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم!

  نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم....!

   بی تو اما به چه حالی من از ان کوچه گذشتم......

  

فریدون مشیری

 

 

 

 

 


چهارشنبه 18 آبان ماه سال 1384
هی.....

وقتی فکر می کنم که روزی فراموشم می کنی،بغض گلویم را می گیرد.
وقتی فکر می کنم که تمام خاطرات با هم بودنمان را از یاد خواهی برد، دلم می گیرد.
وقتی فکر می کنم که روزی  دستانم را رها خواهی کرد،می ترسم از تنهایی.
وقتی فکر می کنم که روزی خواهم رفت ، اشک از چشمانم فرو میریزد.
.......و تو روزی خواهی رفت و دست تقدیر را بهانه خواهی کرد.

 
 

امشب از دوری تو دلتنگم 

و غم انگیزترین آهنگم

امشب از غصه و غم لبریزم </